آنگیل

ادبی و اجتماعی

سخنی درباره «آموزشِ زبان مادری» و «آموزش به زبان مادری

پیش از آغاز سخن، امیدوارم این بحث گشایشی باشد برای پرداختن به سویه‌های ناپیدای «آموزش به زبان مادری»  در ایران. عموم کسانی که به «آموزش به زبان مادری» باور دارند، تنها به چند اصطلاح تراش‌نخورده و گنگ استناد و بسنده می‌کنند و از حق شهروندی و مبانی حقوق‌بشریِ چنین آموزشی سخن می‌گویند. این مسئله بی‌گمان مانند هندوانه‌ای سربسته است و تا شکافته نشود، از چندوچونش آگاه نخواهیم‌بود. در اینجا کوشش من این است که در حد توانم ریزتر و اجرایی‌تر آن را بنگرم و از سخنان قالبی و کلیشه‌ای بپرهیزم.

از این‌جا بخوانید

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 19:15  توسط عباس سلیمی آنگیل  | 

در کنار خیل عظیمی از کاربران اینترنتی که به تغییر نام میدان فردوسی در شهر سلماس انتقاد داشتند، گروهی هم موافق این کار بودند. آنان عموما اشعاری را به فردوسی نسبت می‌دادند و بر پایه آن شعرهاي فردوسی را نژادپرست و زن‌ستیز می‌نامیدند. 
بدیهی‌ترین اصلی که مخاطب یک اثر ادبی کهن باید آن را رعایت کند و بر آن واقف باشد، این است که مفاهیم دنیای مدرن را بر گفتمان عصر سنت تحمیل نکند.اگر کسی بخواهد از دل یک اثر ادبی- که در گفتمان خاصی شکل گرفته است-برداشت‌هایی مطابق با ارزش‌ها و اندیشه‌های انسان معاصر بیرون بکشد، همان بهتر که به خیل میلیون‌ها هم‌وطنی بپیوندد که سرانه مطالعه‌شان هولناک است. بیرون کشیدن فمینیسم و فاشیسم و... از دل یک اثر ادبی کهن، همان‌قدر معتبر و مهم است که بیرون کشیدن قانون گرانش از این بیت مولانا: «آسمان گوید زمین را مرحبا/ با توام چون آهن و آهن‌ربا»!

این یادداشت بسیار مفصل‌تر بود، اما به علت محدودیت‌های ستون روزنامه، در 800 کلمه برای روزنامه‌ی قانون گنجانده شد. امیدوارم حق مطلب ادا شده باشد.
از این‌جا بخوانید.
نیز از لینک زیر
آیا فردوسی زن‌ستیز و نژادپرست بود؟


برچسب‌ها: آیا فردوسی زن‌ستیز و نژادپرست بود
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 16:42  توسط عباس سلیمی آنگیل  | 

یادداشتی کوتاه بر فیلم «چند متر مکعب عشق» ساخته‌ی جمشید محمودی

منتشر شده در روزنامه‌ی بانی‌فیلم، شماره 2916، سه‌شنبه، 1393/10/9

فیلم «چند متر مکعب عشق» ساخته‌ی جمشید محمودی، فیلمی بجاست؛ یعنی پیش از آن که ضعف و قوتش به چشم بیاید، «بهنگام»یش جلب توجه می‌کند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۳ساعت 16:59  توسط عباس سلیمی آنگیل  | 


چرا کشور ترکیه به تعداد زیادی شاعر نیاز مبرم دارد؟

ناظم حکمت در یکی از شعرهایش از کشتار ارامنه توسط دولت ترکیه عذرخواهی می‌کند. (نقل از حافظه از برگردان احمد پوری). نمی‌دانم در آینده کدام شاعر ترکیه‌ای از کشتار کوبانی عذرخواهی خواهد کرد!
اعضای داعش با کارت شناسایی ترکیه‌ای در منطقه تردد می‌کنند. مجروحان‌شان در بیمارستان‌های ترکیه درمان می‌شوند. ترکیه جنگ‌افزارهای‌شان را تامین می‌کند. دوربین‌های دید در شب را در اختیار داعش گذاشته و بیشترین حمله‌های داعش شبانه رخ می‌دهد زیرا کردها فاقد این ابزارند. اردوغان مرزها را بسته است تا کردهای ترکیه نتوانند به یاری مردم کوبانی بروند، و خبرها حاکی از آن است که کنسولگری داعش در استانبول فعال است.

آری، ترکیه به شاعران با وجدان بسیاری نیاز دارد تا در آینده حق مطلب را ادا کنند.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مهر ۱۳۹۳ساعت 22:39  توسط عباس سلیمی آنگیل  | 

نقدی بر مجموعه شعر «هوم» نوشته‌ی محمد آزرم

عباس سلیمی آنگیل 

کتاب «هوم» در سال 1391 منتشر شد. در این دو سال هیچ گاه قصد نوشتن مطلبی درباره‌ی این کتاب نداشتم. جدای از گرفتاری‌هایی چون نوشتن پایان‌نامه و چند پژوهش ریز و درشت دیگر، لذتی هم از این اثر نبرده بودم که مجاب به نوشتن شوم. آن چه پس از دو سال، انگیزه‌ی نوشتن این جستار شده است، مصاحبه‌های متعدد مولف آن با یکی از روزنامه‌ها است.[1] محمد آزرم به صورت ضمنی می‌گوید: اگر کسی از نوشته‌ی من لذت نبرد فاقد «دانش هنری» است. یا بگذار عین جمله‌های خودش را بنویسم: «مگر می‌شود شخصی که دانش هنری ندارد، از شعری که رسوخ و نفوذ به بنیان دیگر هنرهاست لذت ببرد؟» (روزنامه آرمان، 1393)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم شهریور ۱۳۹۳ساعت 20:14  توسط عباس سلیمی آنگیل  | 

«حال کردن» و «صفا کردن» دو عبارتی است مرده‌ریگ قلندریه. از آنان به ما رسیده است. خوشا چنین میراثی! خُنکا!
این که؛ بیا برویم «حالی بکنیم» یا، امشب بیا «صفایی بکنیم» و... .

«آن که بی جرم برنجید و به تیغم زد و رفت
بازش آرید خدا را که صفایی بکنیم!» (حافظ) 

نمی‌دانم منظور حافظ از «صفا کردن» همان است که منظور بچه‌محل‌های ماست یا نه! اما این اندازه می‌دانم که این رند پارسی‌گو خودش می‌داند چه آتشی به پا می‌کند. آتشی که مرتضی مطهری را در قطبی و احمد شاملو را در قطب دیگر می‌گیراند و شیفته‌ی خود می‌کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مرداد ۱۳۹۳ساعت 17:18  توسط عباس سلیمی آنگیل  | 

چه می‌کنند اینان؟
«خوره‌ی که به جان زبان فارسی افتاده است»

این مطلب را من برای روزنامه‌ی قانون نوشتم و سپس در «پارسی انجمن» منتشر شد. اکنون این بانوی خبرنگار(!) با افزودن یکی دو نام و حذف کردن پاره‌ای سطرها و اندکی کاهش و افزایش سخیفانه، بی آن که عنوان مطلب را تغییر داده باشد، آن را به عنوان یک گزارش برای خبرگزاری مهر فرستاده است!  

نوشته‌ی این حقیر

نوشته‌ی آن حقیر

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۳ساعت 4:18  توسط عباس سلیمی آنگیل  | 

رادیو شار... به صورت رایگان منتشر شد. 
115 دقیقه با موزیکِ عالیِ رادیو شار و داستان های صوتیِ کتابِ بختک
Flux 16// Electerrified -in collab. with "Incubus" eBook
برای شنیدن این پادکست شنیدنی این‌جا را بفشارید. 

نیز تامل کوتاه ونداد زمانی بر داستان «دخترانی که در پارک سی‌سنگان خوابیدند»، از این‌جا بخوانید.  و نیز از این‌جا. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۳ساعت 14:43  توسط عباس سلیمی آنگیل  | 

می‌دانم! دارم با لحن یهوه در عهد عتیق سخن می‌گویم. اما چاره‌ای نیست! 


دو راه میانبر به شما خواهم آموخت تا در عالم شعر، سره را از ناسره بازشناسید. از این دو راه، یا دو سنجه، می‌توانید بیاموزید که شاعر -این روزها- اسیر سبک زمانه‌ی خود، و طبعا تازه‌کار است و دنباله‌رو، یا آزاد و سخن‌دار. 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم خرداد ۱۳۹۳ساعت 0:29  توسط عباس سلیمی آنگیل  | 

کتاب «بختک»، نخستین مجموعه داستان ترسناک ایرانی، منتشر شد. هدف ترساندن بود؛ اگر نترسیدید، دست‌کم خوف کنید تا اجر ما ضایع نشود!

زحمت انتشار کتاب بر عهده‌ی دوست گرانمایه، مهدی گنجوی، بود، و البته دوستان دیگر. سپاس از همگی و سپاس از شما که می‌‎خوانید.

داستانی از من با عنوان «دخترانی که در پارک سی‌سنگان خوابیدند»، در این مجموعه هست.

کتاب را از این‌جا بارگیری کنید.

نسخه‌ی شنیداری داستان را هم از این‌جا می‌توانید گوش دهید. 


برچسب‌ها: دخترانی که در پارک سی‌سنگان خوابیدند
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۳ساعت 20:38  توسط عباس سلیمی آنگیل  | 

مطالب قدیمی‌تر