نگاهی گذرا به یکی از بن‌مایه‌های شعر فارسی
«در من چیزی هست که...»

منتشر شده در روزنامه‌ی ابتکار

از این‌جا هم می‌توانید بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۴ساعت 1:48 توسط عباس سلیمی آنگیل |

چندی پیش عکس‌هایی دیدم که گیرندگان و سازندگانش نگاهی زیبایی‌شناسیک به «دشتان» (قاعدگی) داشتند و خواسته بودند از راه آن تصاویر، نگاه مردم را به این رخداد ماهانه عوض کنند. 

به نظر من نگاه برخی از صوفیان ایرانی درباره‌ی خون و دوران قاعدگی مقدم بر ایشان است.

بایزید گفت: «زنان را حال نیکوتر از ماست. زن به هر ماه پاک می‌شود و گاه باشد که در یک ماه دو بار پاک شود و از حیض غسل کند و ما در همه عمر، یک بار هم، پاک نمی‌شویم.» (دفتر روشنایی، ترجمه‌ی شفیعی کدکنی)

گویا رخداد قاعدگی(دشتان، خون‌دیدگی، حیض و...) برای برخی از صوفیان جالب بوده است؛ «محمد معشوق» هم خود را زنی حایض می‌پنداشت و می‌گفتند هنگام نماز از هر بن مویش خون روان می‌شد! (ن.ک ملفوظات خواجه نظام‌الدین اولیا)

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۴ساعت 13:39 توسط عباس سلیمی آنگیل |

به نظر من این دگرگونی، در چهار دهه‌ی اخیر، یکی از مهمترین و شاید هم مهمترین رویداد حوزه‌ی نقد شعر و نظریه‌پردازی عرصه‌ی شعر در ایران است. 
اگر حوصله‌ای باشد، در این باب بیشتر خواهم نوشت تا از غبار کلی‌گویی‌ها کمی کاسته شود.

متاسفانه به علت محدودیت در صفحه‌ی روزنامه‌ (ابتکار)، پانوشت‌ها و منابع حذف شده است. متن اصلی را در این‌جا می‌گذارم تا اشکالی پیش نیاید. 

ترجیحم این است که شیوه‌ی ارجاع و منبع‌دهی در یادداشت هم به مانند مقاله باشد و به گمانم این مسئله گاهی کار را برای روزنامه مشکل می‌کند.

متن منشر شده در روزنامه‌ی ابتکار

و این‌جا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر ۱۳۹۴ساعت 1:34 توسط عباس سلیمی آنگیل |


خوشبختانه یا بدبختانه کنشگران قومی در ایران کلیدواژگان و اصطلاحات خود را از کشورهایی چون ترکیه و عراق وام گرفته و می‌گیرند. به صورت خاص در این دو کشور شاهد چندین نسل‌کشی و همگون‌سازی بوده‌ایم و مطالعاتی انجام شده و اصطلاحاتی ساخته شده.
وقتی یک فعال قومی در ایران از نسل‌کشی و همگون‌سازی حرف می‌زند، برای نمایاندن مصداق، چونان آن حیوان بی‌آزار در گل گیر می‌کند. کدام نسل‌کشی؟ در چه تاریخی؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نهم تیر ۱۳۹۴ساعت 22:29 توسط عباس سلیمی آنگیل |

پیرامون مقدمه‌ی شفیعی کدکنی بر اشعار ناتل خانلری

منتشر شده در روزنامه‌ی ابتکار

از این‌جا

و نیز این‌جا


برچسب‌ها: شفیعی کدکنی, خانلری, نیمایوشیج
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر ۱۳۹۴ساعت 23:7 توسط عباس سلیمی آنگیل |

سخنی درباره «آموزشِ زبان مادری» و «آموزش به زبان مادری

پیش از آغاز سخن، امیدوارم این بحث گشایشی باشد برای پرداختن به سویه‌های ناپیدای «آموزش به زبان مادری»  در ایران. عموم کسانی که به «آموزش به زبان مادری» باور دارند، تنها به چند اصطلاح تراش‌نخورده و گنگ استناد و بسنده می‌کنند و از حق شهروندی و مبانی حقوق‌بشریِ چنین آموزشی سخن می‌گویند. این مسئله بی‌گمان مانند هندوانه‌ای سربسته است و تا شکافته نشود، از چندوچونش آگاه نخواهیم‌بود. در اینجا کوشش من این است که در حد توانم ریزتر و اجرایی‌تر آن را بنگرم و از سخنان قالبی و کلیشه‌ای بپرهیزم.

از این‌جا بخوانید

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 19:15 توسط عباس سلیمی آنگیل |

در کنار خیل عظیمی از کاربران اینترنتی که به تغییر نام میدان فردوسی در شهر سلماس انتقاد داشتند، گروهی هم موافق این کار بودند. آنان عموما اشعاری را به فردوسی نسبت می‌دادند و بر پایه آن شعرهاي فردوسی را نژادپرست و زن‌ستیز می‌نامیدند. 
بدیهی‌ترین اصلی که مخاطب یک اثر ادبی کهن باید آن را رعایت کند و بر آن واقف باشد، این است که مفاهیم دنیای مدرن را بر گفتمان عصر سنت تحمیل نکند.اگر کسی بخواهد از دل یک اثر ادبی- که در گفتمان خاصی شکل گرفته است-برداشت‌هایی مطابق با ارزش‌ها و اندیشه‌های انسان معاصر بیرون بکشد، همان بهتر که به خیل میلیون‌ها هم‌وطنی بپیوندد که سرانه مطالعه‌شان هولناک است. بیرون کشیدن فمینیسم و فاشیسم و... از دل یک اثر ادبی کهن، همان‌قدر معتبر و مهم است که بیرون کشیدن قانون گرانش از این بیت مولانا: «آسمان گوید زمین را مرحبا/ با توام چون آهن و آهن‌ربا»!

این یادداشت بسیار مفصل‌تر بود، اما به علت محدودیت‌های ستون روزنامه، در 800 کلمه برای روزنامه‌ی قانون گنجانده شد. امیدوارم حق مطلب ادا شده باشد.
از این‌جا بخوانید.
نیز از لینک زیر
آیا فردوسی زن‌ستیز و نژادپرست بود؟

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 16:42 توسط عباس سلیمی آنگیل |

یادداشتی کوتاه بر فیلم «چند متر مکعب عشق» ساخته‌ی جمشید محمودی

منتشر شده در روزنامه‌ی بانی‌فیلم، شماره 2916، سه‌شنبه، 1393/10/9

فیلم «چند متر مکعب عشق» ساخته‌ی جمشید محمودی، فیلمی بجاست؛ یعنی پیش از آن که ضعف و قوتش به چشم بیاید، «بهنگام»یش جلب توجه می‌کند...
از این‌جا بخوانید

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۳ساعت 16:59 توسط عباس سلیمی آنگیل |


چرا کشور ترکیه به تعداد زیادی شاعر نیاز مبرم دارد؟

ناظم حکمت در یکی از شعرهایش از کشتار ارامنه توسط دولت ترکیه عذرخواهی می‌کند. (نقل از حافظه از برگردان احمد پوری). نمی‌دانم در آینده کدام شاعر ترکیه‌ای از کشتار کوبانی عذرخواهی خواهد کرد!
اعضای داعش با کارت شناسایی ترکیه‌ای در منطقه تردد می‌کنند. مجروحان‌شان در بیمارستان‌های ترکیه درمان می‌شوند. ترکیه جنگ‌افزارهای‌شان را تامین می‌کند. دوربین‌های دید در شب را در اختیار داعش گذاشته و بیشترین حمله‌های داعش شبانه رخ می‌دهد زیرا کردها فاقد این ابزارند. اردوغان مرزها را بسته است تا کردهای ترکیه نتوانند به یاری مردم کوبانی بروند، و خبرها حاکی از آن است که کنسولگری داعش در استانبول فعال است.

آری، ترکیه به شاعران با وجدان بسیاری نیاز دارد تا در آینده حق مطلب را ادا کنند.

+ نوشته شده در جمعه هجدهم مهر ۱۳۹۳ساعت 22:39 توسط عباس سلیمی آنگیل |

«حال کردن» و «صفا کردن» دو عبارتی است مرده‌ریگ قلندریه. از آنان به ما رسیده است. خوشا چنین میراثی! خُنکا!
این که؛ بیا برویم «حالی بکنیم» یا، امشب بیا «صفایی بکنیم» و... .

«آن که بی جرم برنجید و به تیغم زد و رفت
بازش آرید خدا را که صفایی بکنیم!» (حافظ) 

نمی‌دانم منظور حافظ از «صفا کردن» همان است که منظور بچه‌محل‌های ماست یا نه! اما این اندازه می‌دانم که این رند پارسی‌گو خودش می‌داند چه آتشی به پا می‌کند. آتشی که مرتضی مطهری را در قطبی و احمد شاملو را در قطب دیگر می‌گیراند و شیفته‌ی خود می‌کند.

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم مرداد ۱۳۹۳ساعت 17:18 توسط عباس سلیمی آنگیل |

مطالب قدیمی‌تر